تبليغاتX
جذام خانه - بچه های محل
in the name of another day
این اثریست از تیرداد نصری استاد سالهایم.....بلند می خوانمش و امید وارم شما هم با من بخوانید که:

    بچه های محل

تمام توپ وتفنگها همه شلیک همه به سلامتی به هدف خورد
و ته نکشیدبه این سادگی که میشنوی که ته نکشید تیرو توپ ها
باقیمانده هاکه به مصرف رسید نرسید به هدف باتمام ان همه ای که اینهمه میحواستندبه هدف بزنند
هدف که مشخص نبود(با تجربه ها میگفتند)فقط قضییه مشخص بود
مشخص زدن به هدف بود

ومطمینن تمام تیر تفنگ و توپها شلیک شد همه برای هدف
...گردو غبار که نشست معلوم شد قضییه به این سادگی نبود
(یکی در یک کتاب نوشت:قضییه سادگی ما بود)
معلوم شد انجا ان دورها انگار این نزدیکها هدف ما بودیم
معلوم شد پس از نمام شدن(وبه قولی) پیش از تمام شدن داستان ما هدف شده بودیم
هدف شده بودیم ویا که بودیم-وما که تجربه کم داشتیم نمیدانستیم چرا که ما همه در حاشیه بودیم
یکی گفت(با اعتقاد هر چه تمامتر)که بر عکس در متن داستان ما بودیم
...وما که قسم میخوریم نبودیم دیدیم ایستاده ایم کناری به تماشا
یا پشت سر-
به انهمه شلیک مرحبا میگفتیم
به به به روزگار سیاه انهمه دشمن درود میگفتیم
و برگشتیم تابه خانه مان برسیم
وهیچوقت نرسیدیم
چرا که ما بودیم ما لت و پار بودیم لت وپار شده ما بودیم
کمر و شانه ما میسوخت وما نفهمیدیم که اینهمه کمر و اینهمه شانه ما میسوخت
از پشت تکه تکه قلمهای استخوان ما که مثل خود مابه شکل تکه تکه اینهمه راه را برمیگشت هیچ نفهمیدیم
که خون ودل و روده های ماست ولو روی زمین که هیچ نمیفهمیم.
سرگیجه هایمان شبیه همان سرگیجه های چندثانیه قبل از مرگ
اهسته /عجله اهسته /با عجله ما را رسانددرست همانجا که اینجاییم:
ولو شده بر خاک کوچه ها وخیابان.
و بوی گند مردار اگرکه میشنوی ماییم که هیچگاه مشخص نشد برای ماوهمه ما
که چطور شده ایم وچطور هدف شده ایم
.. واینهمه تیر تفنگ وتوپ
کی چرخ خوردطرف ما
که ما در حاشیه بودیم در پشت سر
پشت سر انهمه تیر تفنگ و توپ ایستاده چه بی گناهانه تماشا میکردیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط آرش |